سلامت باش

پیشگیری بهتر از درمان بیماریها

سلامت باش

عصاره و اساس تعارض در آدمی آن است که فرد در آن واحد نمی تواند در دو جهت مخالف حرکت کند و دو مقصد ضد و نقیض از نظر وصول را به دست آورد. گاهی تعارض در خانواده با مرگ و میر یکی از والدین پدید می آید.پدر می میرد، مادر ازدواج می کند و یا برعکس.
کودک در تعارض است ؛ زیرا از یک سو پدر یا ماد ر را دوست دارد و از سوی دیگر ناگزیر است با خواست و تصمیم او در ازدواج مجدد مخالفت کند ؛ چون ناپدری یا نامادری را نمی پسندد. حاصل این گونه تضادها با خصومت متجلی می گردد.
فروید ریشه و اساس همه کشمکش ها و منازعات درونی را تضاد های دوران طفولیت ذکر می کند که درجریان رشد شخصیت واپس زده می شود. خانواده نقشی را از او می طلبد که موافقت با آن دشوار است.
یا فرد خواستار آن است که به سوی لذت روی آورد و از هرچه که برای او لذتبخش نیست فراری است . بنابراین در برخورد بین این دو ، تعارض پدید می آید. این وضع در مورد تأثیر عمل در انگیزش ها و تمایلات و احتیاجات و اعتقادات در دوران کودکی هم صادق است.
آدمی در برابر فشار حاصل از تعارض ، واکنش خود را در سه مرحله بروز می دهد.
1- آمادگی بدنی : برای مقابله با وضع ناسازگار در این مرحله ، حرکات ارادی در آدمی متوقف می شود، ضربان قلب سریع شده و خون بیشتری به مغز و جمجمه می رسد . قابلیت انعقاد خون در آنان بسیار می شود ، گرفتگی تنفس برای آنان به وجود می آید ، مردمک چشم فراختر می شود ، حتی مو بر تن آدمی راست می شود و
2- مقاومت در برابر فشار : در این مرحله فشارخون در افراد بالا می رود ؛ از غدد فوق کلیه ، مخصوصاً از بخش قشری آن ترشح زیاد می شود ؛ در طپش قلب اختلال پدید می آید.


3- مرحله واماندگی : او بر اثر ایستادگی ها و مقاومت ها به مرحله ای می رسد که درمی یابد منابع بدنی به انتها رسیده است ؛ قدرت مقاومت ازمیان رفته است؛ غده فوق کلیه دیگر قادر به ترشح بسیار نیست ؛ ناگزیر است در جا بزند و دست از هدف بردارد ؛ خود را تسلیم کند و ...

ماهیت آن
روان شناسان ماهیت تضاد و تعارض را به شکل مخالفت با هر اکتشاف یا تماس اجتماعی می دانند و می گویند میل به ارضای تمایلات نفسانی و مسئله اخلاق و وجدان گاهی برای کودک تضاد پدید می آورد. طفل می خواهد به پول برسد، شیرینی بخرد، بستنی تهیه کند و ... ؛ بدین خاطر دزدی می کند. بر اثر دزدی برای او شرمندگی در پیش وجدان پدید می آید و دچار تضاد می گردد.
فروید معتقد بود منبع تضاد و اصولاً بی نظمی ها ی روانی را باید در قسمت ناخودآگاه ذهن پیدا کرد. دیگران تضاد این مبنع را ترکیبی از حالات انفعالی ضد یکدیگر می دانند مثل عشق و قدرت که شخص از آن ناآگاه است. گروهی در دسته بندی ها ، آن را از اختلالات شخصی به حساب می آورند و بالاخره عده ای هم هستند که آن را مولود تهدید و خطری برای آینده می دانند.

موارد بروز
اصولاً شخصیت انسان در جریان برخوردهای شدید بین انگیزه های متضاد ، خود را نشان می دهد. به هنگامی که در زمینه انگیزه های حیاتی ، عادات و ارزش ها و موازین اخلاقی تنازع و کشمکشی صورت گیرد و یا آدمی در این رابطه در برابر چند محرک ناسازگار قرار گیرد ، این حالت نمود پیدا می کند.
همچنین تعارض ها در مواردی خود را متجلی می سازند که فرد تحت فشار شدید خانواده و اعتراض والدین است و ظرفیت تحمل آن را ندارد. می خواهد حیثیت خود را در میان جمع حفظ کند ولی در شرایط نامساعدی قرار گرفته و دچار تشویش و اضطراب است.
بر این اساس آدمی ممکن است درهمه ی ایام دچار تضاد و تعارض باشد ولی برخی از آنها را تحمل کرده و با غلبه دادن بُعدی بر ابعاد دیگر، آن را رفع نماید . در برخی موارد قادر به رفع آن نیست و خود را در معرض خطر می یابد؛ در آن صورت آنچه را در درون دارد بیرون می ریزد.

حالات و رفتار
کودکانی که دچار تضاد وتعارض اند حالات و رفتار خاصی از خود بروز می دهند. برخی از اینان همچون بیماران "نوراستنی" هستند که تغییر پذیرند و لحظه به لحظه حال عوض می کنند. ساعتی خوشحال اند و ساعتی دیگرغمگین ، گاهی هشیارند و گاهی گیج و پریشان .
اینان در مواردی ممکن است دچار پرخاشگری شوند، و حتی اگر از اسباب بازی خود منع شوند حالت حمله وعصبانیت به خود می گیرند . گاهی هم ممکن است برای مدتی ساکت و بی حرکت مانده و هیچ جنبشی از خود بروز ندهند.
بسیاری از اینان در وضع و شرایطی هستند که از خستگی مداوم شکایت دارند و در پی درمان ، از این پزشک به آن پزشک می روند. در حالی که خستگی شان چیزی نیست جز انعکاس تعارضات و کشمکش های ذهنی . از احساس ناتوانی خود در عذاب اند و قادر نیستند وظیفه خود را به نحوی شایسته انجام دهند.
هر پیشامدی که برایشان پدید آید و موقعیت دشواری ایجاد کند دستخوش شتابزدگی می شوند و در این حالت دچار بی تصمیمی و تردید هستند و نمی دانند چه کنند . این وضع ، موجب پدید آمدن تغییرات کمی و کیفی در آنهاست .
اینان در شرایطی هستند که نمی توانند خود را با آداب و رسوم جامعه تطابق دهند و یا رغبتی به زندگی نشان دهند. احساس می کنند که چیزی را از آنان ربوده اند مثلاً امنیت آنها را و یا احساس رشد و کمالشان را ، برای این امر شدیداً ناراحت هستند و می خواهند موضع مخالف بگیرند

تعداد بازدید:۲۷۹

اخطار:مطالب پزشکی تنها جنبه آموزشی و پیشگیرانه داشته و نباید جایگزین مراجعه به پزشک تلقی کرد. هدف از ثبت مطالب جنسی ایجاد روابطی صمیمانه بین زن و شوهر و استحکام کانون خانواده است.

روانشناسی

کودک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی